الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

112

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

نقل بأن اطلاق 1 ) عليه 2 ) . . . و ان التصرف فيه 3 ) . . . و استعلام 4 ) حال الفظ مرحوم آخوند مىفرمايند اختلاف بين مشهور و سكاكى ضررى به بحث ما نمىزند و صحت سلب بنابر هر دو قول علامت مجازيت هست چون حتى بنابر نظر سكاكى كه قائل به مجاز در اسناد هستند آنچه كه ادعى كرده‌ايم ، مثلا رجل شجاع را ادعا و تنزيلا ، حيوان مفترس حساب كرده‌ايم و بعد از اين ادعى لفظ اسد را در حيوان مفترس ادعائى به كار برده‌ايم ، باز از مصاديق حقيقى آن نمىباشد . 1 ) لفظ 2 ) معناى مجازى 3 ) لفظ . يعنى بنابر نظر سكاكى تصرف در لفظ به تصرف يك امر عقلى برمىگردد ، به اين معنى كه تصرفى در لفظ انجام نمىدهيم بلكه رجل شجاع را ادعا حيوان مفترس فرض كرده و بعد به صورت ادعائى لفظ اسد را در حيوان مفترس به كار ببريم . [ اشكال به علاميت صحت حمل و عدم صحت سلب ] 4 ) همان اشكال مطرح شده در بحث تبادر در مورد صحت حمل و عدم صحت سلب نيز مطرح شده و جواب آن نيز مشترك مىباشد . اشكال : مكلفى كه جاهل به وضع كلمه هست صحت حمل و عدم صحت سلب براى او بىمعنا است ، چون اصلا علم به وضع ندارد تا در مرحله بعدى ببيند آيا حمل اين لفظ براى آن معناى مشكوك درست است يا نه ، پس مكلف بايد علم به وضع داشته باشد تا بتواند از صحت حمل استفاده نمايد ، و از طرفى او مىخواهد بوسيله صحت حمل ، علم به وضع پيدا كند كه چنين چيزى دور است .